X
تبلیغات
کوهستان

 

 شورش در راه است

باید به میدان آمد


گزارشی از تظاهرات اول ماه مه در آلمان

 

در روز اول ماه مه،  جشن جهانی کارگران، ده ها هزار نفر از کارگران و زحمتکشان  در شهر های آلمان درتظاهرات سنتی شرکت کردند و خواست های اجتماعی خود را  مطرح ساختند .

میشائیل زومر رئیس اتحادیه مرکزی  سندیکاهای آلمان در سخنانی که در تظاهرات شهر " برمن " ایراد کرد گفت:"دولت احتیاج به پول دارد و این پول را باید از طریق قرضه اجباری از کسانی بگیرد که توان پرداخت دارند. وی گفت افرادی حریص جهان ما را به مرز فاجعه کشانده اند. با پول ما شرط بندی کرده و باخته اند و باختشان را به حساب ما گذاشته اند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 7:41 توسط رضا نافعی |

برای پیشگیری از تکرار این وضع دولت باید قوانینی برای کنترل بانک ها وضع کند، آن هم در همین دوره مقننه و نه در"  وقت گل نی ". وی گفت باید در برابر اخراج کارگران ایستاد و خواستا رسرمایه گذاری بیشتر در امر آموزش، نظام اجتماعی، افزایش کمک های اجتماعی موسوم به "هارتس چهار" و دادن کوپنهای مصرفی به افراد کم درآمد و صاحبان  در آمد های عادی شد. زومر گفت در نظام اجتماعی ما خیلی چیزها باید عوض شود. اگر ما نتوانیم راهی عادلانه برای خروج از این بحران بیابیم که مورد پذیرش مردم باشد، اگر از این بحران درس های لازم گرفته نشود، آنوقت نه تنها نظام اقتصاد اجتماعی که دموکراسی در خطر است. در این نظام خیلی چیزها باید تغییر کند و اگر نکند نظام مشروعیت خود را از دست خواهد داد.

"یورگن روتگرز" نخست وزیر ایالت راین شمالی/وستفالن، از حزب راستگرای دموکرات مسیحی، در تظاهرات اتحادیه مرکزی سندیکاهای آلمان در شهر "رمشاید " گفت:" دوران سرمایه داری توربینی "(بخوان غارتی) بسر آمده است. جهان آموخت که بازار نیاز به مقررات روشن دارد".

اسکار لافونتن رهبر حزب چپ المان در مصاحبه ای با روزنامه " لایپزیگر فولکس سایتونگ "  برای پیشگیری جامعه از چرخش به راست خواستار اعتصاب عمومی در آلمان شد. وی گفت: بسیاری از  مردم می گویند " آن بالائی ها" خواه ناخواه هرچه بخواهند می کنند " در مقابل آن باید مقاومت از پائین را بسیج کرد، مقاومت موثر است." لافونتن گفت در آلمان سنتی هست که بسیج مردم کوچه وبازار را خطرناک می داند. این ها همان هائی هستند که کسانی را که  در آلمان شرقی سابق به خیابان آمدند قهرمان خواندند و یا در لهستان که تظاهرات خیابانی به پیدایش " زولیدارنش" انجامید از آن ستایش کردند. وی در تایید هشدار بانو شوان نامزد ریاست جمهوری از سوی حزب سوسیال دموکرات آلمان که نسبت به خطرپیدایش شورش های اجتماعی هشدار داده بود گفت: همه ما مسئولیم و باید جلوی رشد دوباره نازی ها را در آلمان بگیریم".

خانم سارا واگن کنشت نماینده حزب چپ در پارلمان اروپا ، در سخنان خود  در تظاهرات شهر زیگن از جمله گفت: وقتی ما به دولت می گفتیم برای آموزش و بهداشت سرمایه گذاری کنید می گفتند پول نداریم و حالا برای جبرا ن باخت بانک ها  دولت ناگهان سر  کیسه را شل کرد و 480  میلیارد یورو در اختیار گذاشت ، این پول ها کجا بود؟ این پول در بودجه پیش بینی نشده بود. این پول را که باید بپردازد؟ این پولی است که فردا دریافت کنندگان کمک های اجتماعی       " هارتس چهار " باید بپردازند، یعنی باز هم فشار بیشتر بر ضعیف ترین اقشار جامعه و نه آنها که سود های کلان  به جیب زده اند. در آلمان یک در صد از مردم پنج بلیون، یعنی پنج هزار میلیارد پول دارند، زمین، خانه و کارخانه را نمی گویم،پول نقد دارند. اگر دولت فقط پنج در صد، بیشتر نمیگویم، فقط پنج درصد مالیات ثروت از این ها بگیرد بالغ بر هشتاد میلیارد یورو میشود که با آن میتوان بسیاری از مشکلات اجتماعی را حل کرد. مردم باید به خیابان ها بیایند،باید مقاومت کنند، باید آشوب کنند،منظورم این نیست که سنگ به در و پنجره پرتاب کنند،  باید دست به اعتصاب عمومی بزنند و دولت را مجبور به انجام اقدامات اساسی بکنند.

 

+ نوشته شده در شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 7:23 توسط رضا نافعی |

خجستــه بـاد اول ماه مــه

جشن جهانی کارگران و زحمتکشان

+ نوشته شده در پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 16:31 توسط رضا نافعی |

مارکس در زندگی

1818- 1883

نوشته:  پـُل لافـا رگ

برگردان به فارسی: رضا نافعی

این ترجمه  کار روزگار برنائی من است که در یکی از نشریات آن زمان نیز منتشر شد. تجدید انتشار آن را به دومناسبت بجا دانستم: یکی آن که به گزارش  رسانه های جهانی مارکس   بار دیگر صدر نشین محافل  گشته است . چه از سوی راه جویان تازه نفس که در پی آثارش می گردند تا راه از چاه باز شناسند  وچه از سوی آنها که به گوشه تنهائی رانده بودندش و اینک گرد از چهره آثارش می گیرند که :

 " از هر چه می رود سخن دوست خوشتر است". به باور آنها که می شناسدش اندیشه هایش هنوزطراوت بهاری دارند .

 مناسبت دوم زاد روزش در پنجم ماه مه است. مارکس در سال 1818 در آلمان چشم به جهان گشود و خود در کار گاه 65 ساله حیاتش جهانیان را  چشم  گشود.  او بود که پاسخ این پرسش چند هزار ساله بشری را یافت: راز این چیست که بیشترین مردمان زحمتکش جهان تنگ دستند؟ و چگونه می توان از این ورطه جا دوئی  راه به در برد؟

از شگفتی های روز گار این که: سخنانش چنان  بر دل و جان  تهیدستان نشست که آن را در اندک سالیانی در جهان پراکندند  " تا توانائی بهتر را پدید آرند " . در پی آن گیتی   پر آشوب شد و سونامی اجتماعی نظم کهن را آنچنان در هم ریخت که  دیگر بازگشتنی نبود.  هیچ یک از اندیشمندان زمینی وپیام آوران آسمانی نه پیش و نه پس از او با چنین اقبالی  از سوی مردمان  روبرو نگشته بودند. از آن روزگار تا امروز، از آنجا که آفتاب بر می خاست  تا آنجا فرو می خفت ، زرد و سرخ ، سپید و سیاه به بوی آن که از این گرداب نکبت بار  اجتماعی که در آن غوطه ورند به در آیند،  پرچم این آرمان را بر افراشتند.

آنچه از این پس می خوانید زندگی نامه تمام نمای او نیست. سخنان دوستانی است که با او زیسته بودند. او را در زندگی روزمره می شناختند و خود دیده بودند که او چگونه بود، چه می کرد و  چگونه روزگار را با نزدیکانش  بسر برد. صحنه هائی کوتاه اما خواندنی که اندک اندک، هر چند روز یکبار ، بخشی از آن را می خوانید.

 پل لافارگ را برجسته ترین رهبر متفکر سوسیالیسم در فرانسه دانسته اند. او شاگرد مارکس  و همسر لاورا Laura، دختر او بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 14:39 توسط رضا نافعی |